فيگوئروآ ( مترجم : غلام رضا سميعى )
205
سفرنامه دن گارسيا دسيلوا فيگوئروآ ( سفير اسپانيا در دربار شاه عباس اول ) ( فارسى )
ديده مىشود . آنچه مسلم است كشور ايران بارها بوسيلهء خشنترين و وحشىترين اقوام كرهء زمين تسخير گرديده است . و در اين نكته نيز ترديدى نيست كه ملل مغلوب ، ولو كه شيوهء زندگانى پيشين خودشان شرافتمندانه و منطقى و از آن غلبهكنندگان خشن و وحشى و نابهنجار بوده باشد ، در امورى كه بيان كرديم به زودى از شاهان و فاتحان تقليد كردهاند . چنان كه در واپسين روزگار افول و زوال امپراطورى روم ، هنگاميكه آوازهء شكوه و جلال آنان به اقصى نقاط جهان رسيده بود ، مآثر نيك و ارجمند آنان اعم از فنون جنگ يا ادب و هنر به دست گتها « 150 » و والاندها « 151 » و آلنها « 152 » و فرانكها « 153 » و لمباردها « 154 » معدوم شد . در نتيجه بتقليد از اين اقوام تغييرات و تبدلاتى در آداب و شيوهء زندگانى مردم ايتاليا و فرانسه و اسپانيا بوجود آمد . همين بلا بر سر ايران و ايرانيان آمد ، چنان كه هماكنون همهء كسانى كه بدين كشور سفر مىكنند و در خصوصيات مردم آن به مطالعه مىپردازند حق دارند شك كنند و از خود بپرسند كه آيا ايرانيان هرگز از شكوه و آدابدانى و عظمتى كه قدما براى آنان قائلند برخوردار بودهاند ؟ از اين ايرانيان كسانى كه كمتر با محيط خو گرفتهاند همواره در فقر و بينوائى بسر مىبرند . همچنين در شرقىترين قسمت خاك ايران - ايالت كرمان - كه مرز شرقى كشور نيز محسوب مىگردد ، گروه كثيرى از اين ايرانيان اصيل زندگى مىكنند . اينان اگرچه با ديگر مردم كشور اختلاط يافتهاند و با تبعيت از اقوام غالب همرنگ ديگران شدهاند بيكبار همهء شيوههاى زندگى و لباس و دين خود را ترك نگفته و از خاطر نبردهاند . به شيوهء پدران خويش كه روزگارى حكومتشان سرآمد امپراطوريهاى جهان بود مهر را ستايش مىكنند و همواره در خانههاى خود آتش افروخته را همچون نمادى از خورشيد پايدار نگاه مىدارند و از خاموش شدن آن جلوگيرى به عمل مىآورند و همان مراقبتى را كه راهبههاى روم
--> ( 150 ) Goths ( 151 ) Valandes ( 152 ) Alains ( 153 ) Francs ( 154 ) Lombards